ابراهیم حاتمی‌کیا؛ کمال‌گرای تاییدطلب

رای دادن به این پست

هفته نامه همشهری جوان – سعید بی نیاز، روان شناس بالینی: تحلیل شخصیت کسی که زمانی دوستش داشته ای و در نوجوانی شیفته فیلم هایش بوده ای کار سختی است. این که بی طرف باشی و حب و بغض را کنار بگذاری و براساس دانشت فقط تحلیل کنی. کار وقتی سخت تر می شود که اطلاعات چندانی هم در مورد کودکی او وجود نداشته باشد؛ چند پاراگراف خاطره از کودکی و نوجوانی در چند مصاحبه که البته آن هم با نگاه امروز حاتمی کیا روایت شده است.

 

به هر حال بر پایه آن خاطرات مبهم سال های دور و واکنش های شفاف سال های نزدیک، شخصیت او را تحلیل کرده ایم و البته که شبیه او اصرار نداریم همه این نوشته دقیق و قطعی است. بدیهی است که برای تحلیل دقیق تر باید گفته ها، رفتارها و کنش های بیشتری را مد نظر قرار داد و این مطلب، نگاهی علمی- ژورنالیستی به این کارگردان شناخته شده سینمای ایران دارد.

 

کمال‌گرای تاییدطلب

 

چرا او این قدر انتقادناپذیر است؟

در خاطره های او از پدرش، مردی را می بینیم که شیوه بودن ابراهیم مخصوصا در نوجوانی را تایید نمی کند. او ابراهیم مدرسه نرو را نمی پسندد و به او می گوید عرضه مدرسه رفتن ندارد. او ابراهیم فیلمساز را تا آخر عمرش تایید نمی کند و وقتی فیلم های حاتمی کیا از تلویزیون پخش می شود، فیلم را نمی بیند و سر ظهر به گیاهان باغچه آب می دهد. معدود تایید پدر ابراهیم موقعی که او پشت دخل مغازه پدری می نشیند، چنان برای او خوشایند است که با همین کلمه تایید پدر در خاطراتش به زبان می آورد. آیا انتقادهای دیگران به ابراهیم ناخودآگاه یادآور عدم تاییدهای پدر است و برای او ناخوشایند؟ آیا نیاز طبیعی او به تایید توانایی هایش در کودکی و نوجوانی برآورده نشده است؟

 

آیا تاییدطلب است؟

انتقادناپذیری بخش جدانشدنی شخصیت های تاییدطلب است. در آخرین واکنش حاتمی کیا این انتقادناپذیری به شکل کاملا واضحی خود را نشان داد. پذیرفتن یا بی تفاوت بودن به حرف منتقدان سینمایی، بخش طبیعی زندگی حرفه ای یک کارگردان است. او غالبا انتقادی را بر نمی تابد و به منتقدانش می تازد؛ چه منتقدان فیلم هایش و چه منتقدان شیوه تهیه مخارج فیلم هایش.

 

آیا بسیار حساس است؟

آیا حاتمی کیا به قول مرحوم «علی معلم» واقعا بچه لوس سینمای ایرانی است؟ او خودش بارها و بارها به خودرای و جاه طلب بودن به عنوان صفات طبیعی هنرمند اشاره می کند. اما آیا این واقعا فقط بخشی از هنرمندی است؟ ابراهیم تنها پسر خانواده است و در یک خانواده آذری زبان در سال 1340 به دنیا آمده و در میان دخترها بزرگ شده است. همه این نشانه های قومیتی و نسلی احتمالا از یک خانواده پدرسالار و پسردوست حکایت می کند. هرچه پدر پسر را تایید نکرده باشد، احتمالا از آن طرف مادر پسر را بیش از حد در محبت خود غرق کرده است.

تک پسر بودن می تواند این محبت بیش از حد یا به اصطلاح لوس کردن را تقویت کند. او این آغوش پذیرنده را وقتی که فیلمساز شد هم همیشه از طرف بدنه حاکمیت داشته و این صفت تقویت شده است. حتی گلایه هایی که او دارد هم بیش از آن که گلایه های واقعی باشند، می توانند از همان همه‌چیزخواهی و طلبکاری بیابند؛ گلایه هایی مثل این که برای فیلم آژانس شیشه ای چرا خیابان کریم خان را به جای دو ساعت، 15 دقیقه برای من بستند؟

 

کمال‌گرای تاییدطلب

ابراهیم حاتمی کیا سال 1348

 

نیاز به محدودیت سالم یکی از نیازهای اساسی همه ماست. اگر این نیاز در کودکی ما به خاطر محبت بیش از حد حتی یکی از والدین برآورده نشود، خطر خودشیفتگی بیخ گوش ماست.

 

آیا کمال گراست؟

گمال گرایی یعنی بهترین خواهی و داشتن معیارهای سرسختانه ای برای موفقیت. حاتمی کیا احتمالا یک کمال گراست. او بارها از آرمان خواهی خودش گفته است. ممکن است روزی آرمان برای او گفتن از جنگ تحمیلی باشد و روزی گفتن از داعش. ممکن است آرمانش تغییر کند اما همیشه تلاش می کند از آرمان ذهنی اش تمام و کمال دفاع کند. کمال گرایی البته گاهی خودش را به شکل بی عمل نشان می دهد. قهر دوره ای حاتمی کیا از فیلم جنگی ساختن به خاطر در دسترس نبودن امکانات تمام و کمال از جمله اسلحه، غیر از ژست اعتراض می تواند از این کمال گرایی ناشی شده باشد.

 

در خاطره های شخصی او از ساختن فیلم به رنگ ارغوان از اضطراب و استرس نشدن و درنیامدن کار و حتی خواب خراب شدن سکانس آخر، همه و همه نشانه کمال گرایی اند. اما این کال گرایی از کجا آمده است؟ برای پسران معمولا منبع تایید توانایی پدر است. پدر ابراهیم تا آخر عمر نقش ناراضی و تایید نکننده او را بازی می کند. انگار حاتمی کیا ناخودآگاه می خواهد با کمال گرایی پدر ناراضی درونش را راضی کند و البته چون هیچ گاه موفق نمی شود، از خود و جامعه اش ناراضی است. به قول خودش همیشه در محاکات با خودش است، البته گره خوردن نوجوانانی و جوانی حاتمی کیا با جو آرمانخواهانه انقلاب و جنگ تحمیلی در شکل گیری این صفت بی تاثیر نیست.

 

آیا احساس تنهایی می کند؟

پیچیده ترین ویژگی شخصیتی حاتمی کیا احساساتی بودن اوست. او غمگین است و احساس تنهایی می کند. همزمان که فریاد می زند، بغض دارد. ابراهیم معمولا این بغض را به آرمان هایش نسبت می دهد اما آیا همه آرمان خواه ها بغض دارند؟ به نظر می رسد او وقتی حس می کند مورد انتقاد واقع شده یا طرد شده است، به شدت احساس تنهایی می کند. بهتر است بگوییم او کوچک ترین انتقاد یا عدم حمایت از سوی دیگران را به معنی تنهایی و طرد شدن می داند. ریشه این بغض ها کجاست؟ شاید ریشه های روتر به همان برآورده نشدن آرمان هایی که ابراهیم از آن ها دم می زند یا از همذات پنداری با کسانی که به زعم حاتمی کیا حقشان را خورده اند، می آید اما شاید هم ریشه ها دورترند. آیا او آن قدر مورد محبت مادرش بوده که کمتر از آن به معنای طردشدن است یا آیا کوچک ترین بی حمایتی و انتقاد، یادآور پدر سختگیرش است؛ پدری که تاییدش برای ابراهیم نشانه محبتش بوده است؟

 

با پنج صفت مهم شخصیت حاتمی کیا آشنا شوید

 

کمال‌گرای تاییدطلب

ابراهیم، آنچه هست

نظریه «پنج عامل بزرگ شخصیت» یکی از معتبرترین نظریه های معاصر برای توصیف شخصیت انسان است. این نظریه می گوید هر کدام از آدم ها در پنج صفت بزرگ شخصیت از کم تا زیاد نمره می گیرند. برون گرایی، ثبات هیجانی، اشتیاق به تجربه های تازه، توافق پذیری و نظم این پنج صفت هستند.

 

درون گراست

شاید عجیب باشد اما حاتمی کیا برون گرا نیست. او شاید نقش کارگردان برون گرایی را بازی کند اما خودش درون گراست. در کودکی تک پسری میان دخترها بوده که از دستشویی و زیرزمین خانه به عنوان خلوت تخیل و تامل استفاده میکرده. او می تواند ساعت ها با ایده هایش سرگرم باشد و با جمع حال نمی کند. این ویژگی درون گراهاست.

 

هیجانش بی ثبات است

دیگر نیاز به گفتن ندارد. حاتمی کیا لااقل وقتی تریبونی برای گفتن در اختیار دارد، نمی تواند هیجان هایش از بغض گرفته تا خشم را کنترل کند. او دریای مواجی از هیجان هاست.

 

کمال‌گرای تاییدطلب

 

تجربه‌جو است

عموم کسانی که کار هنری می کنند، مشتاق تجربه های تازه اند. حاتمی کیا هم از این قاعده بیرون نیست. همذات فیلم ساختن یک تجربه جدید است و هم تجربه کردن ژانرهای مختلفی از فیلمسازی. لوکیشن های متفاوتی که او برای فیلم هایش انتخاب می کند هم می تواند از این اشتیاق به تجربه های تازه بیاید. در نوجوانی هم به گفته خودش از مدرسه و مخصوصا نظری خواندن در دبیرستان متفاوت بود و چند وقت هم مدرسه را رها می کند اما تجربه های متفاوت هنرستان او را راضی می کند.

 

ساز مخالف است

این هم گفتن ندارد. لااقل در چیزی که روی صحنه از حاتمی کیا می بینیم، او همیشه نقش مخالف را بازی می کند. البته این خودرای بودن می تواند به کارگردان بودن او کمک کند اما از محبوبیت او در روابط کاری یا اجتماعی کم می کند. درواقع ساز مخالف بودن یک ویژگی متناقض است. تا وقتی که او نقش قهرمان معترض را می گیرد، محبوب است اما وقتی تیغ را در دست می گیرد و به قول حافظ «به شمشیر می زند همه را» طبعا «کسی مقیم حریم حرم»اش نمی ماند.

 

منظم شده است

در مقیاس نظم خود حاتمی کیا آدم اهل برنامه ریزی نیست. او به قول خودش یکباره به دل ماجرا می زند، حتی در فیلمسازی. در مورد فیلم های در خارج ساخته شده اش هم او در مورد این ویژگی، بارها گفته است. گرچه شرایط زندگی و افزایش سن باعث شده این ویژگی کم کم به سمت نظم و برنامه ریزی برود.


نوشتن یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عنوان منو
در حال بارگذاری